حدیث روز

امام صادق (سلام الله علیه) : صَلاةُ مُتَطَيِّبٍ أفضَلُ مِن سَبعينَ صَلاةً بِغَيرِ طيبٍ. نماز شخص خوشبو برتر از هفتاد نماز بدون بوى خوش است. الصلاة: ص 51 ح 148
امروز : دوشنبه, 31 ارديبهشت 1397

قیام و نهضت های بعد از سیــدالشــهدا (ع)

نهضت توابین

در زمان عبیدالله گرچه کوفه سرکوب شد و سقوط کرد و تشکل همسوی اهل بیت (علیه‏السلام) سخت آسیب دید؛ لیکن با همه آسیبها و با همه مصیبت‏هایی که هواداران علی (علیه‏السلام) و اهل بیت در کوفه تحمل نمودند، تشکل همسو همچنان آتش زیر خاکستر که در صدد فرصت شعله‏وری می‏باشد به سر می‏برد. اکثریت آنان بعد از خاکستر که در صدد فرصت شعله‏وری می‏باشد بر سر می‏برد. اکثریت آنان بعد از سرکوبی و به ویژه بعد از این که در یاری حسین (علیه‏السلام) سستی نمودند، در غیض غضب علیه حزب عثمانیه می‏جوشیدند. حسرت و ندامت از رفتار گذشته سینه‏های آنان را سخت می‏فشرد که چرا وقتی فرزند رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) را دعوت نمودند وی را یاری نکردند که حضرت نه راه برگشت داشت و نه توانست از پایگاه تشیع مدد بگیرد.
اینک این تشکل با همه آسیبها هنوز همواره خطر اصلی بر حزب عثمانیه به شمار می‏رود که عبیدالله خود اعتراف می‏کند این تشکل را سرکوب نموده بود و چندین سال نیز گذشته است و هزاران زندانی و هزاران کشته به جای گذاشته باشد. بعد از فاجعه کربلا اعتراف می‏کند من از هواداران علی که ترابیه نامیده می‏شدند بر تاج و تخت یزید می‏ترسم نه از عبدالله بن زبیر، انا اخاف علیه من هذه ترابیه(498) شیعه ابی تراب علی بن ابی طالب.(499)
انقلاب‏ها و نهضت‏های مردمی بعد از نهضت عاشورا با الهام از حماسه‏آفرینی حسین و با الهام از پایداری حضرت شکل گرفتند و آسیبهای جدی بر پیکر حاکمیت حزب عثمانیه وارد ساختند، تا در نهایت حاکمیت این حزب پایان یافت و بنی‏امیه سقوط کردند. به برخی از نهضت‏ها که در انقراض بنی‏امیه تأثیرگذار بودند اشاره می‏شود.
یکی از این نهضت‏ها که به طور مستقیم از نهضت حسینی الهام گرفت و به نام حسین و یاد حسین و برای انتقام خون حسین انجام گرفت، نهضت توابین بود. این نهضت با شعار یا لثارات الحسین شکل گرفت.(500) تشکل همسوی اهل بیت در اثر عوامل که برخی از آنها شمرده شد، در کوفه عقب‏نشینی نمود از یاری مسلم و امام حسین باز ایستاد. در میان عوامل دهگانه سهل‏انگاری یکی از آنها بود که تشکل همسوی اکثریت نیروهایش در خانه‏ها خیزنده و یا پراکنده شدند.
بعد از حادثه دلخراش کربلا که امام حسین را دعوت نموده، ولی در یاری وی سهل‏انگاری کرده بودند، سخت از رفتار خویش پشیمان شدند. اینان از همان آغاز روز در صدد جبران این سهل‏انگاری برآمدند.
بزرگترین اقدامی که در صدر برنامه‏های خویش قرار گرفتن انتقام خون حسین از قاتلان حسین، یعنی از سران و هواداران حزب عثمانیه که در کربلا شرکت جسته بودند، بود.
لیکن نهضت توابین دو مشکل عمده در سر اقدام خود می‏دید. یکی سلطه جهنمی حزب عثمانیه به خصوص بعد از حادثه کربلا که در عراق با خشونت عبیدالله که کوچکترین حرکت را سرکوب می‏نمود، بود. دیگری نبودن رهبری از اهل بیت و عترت که بتوانند زیر پرچم وی اقدام عمومی علیه حزب عثمانیه شکل دهند. کسی از اهل بیت مانند امام سجاد (علیه‏السلام) در میان مردم کوفه حضور نداشت. از طرفی زمینه فراخوانی امام سجاد (علیه‏السلام) با توجه به تجربی تلخی که از دعوت امام حسین (علیه‏السلام) داشتند به طور کلی از بین رفته بود.
در عین حال این تشکل که آسیب فراوان از حاکمیت عبیدالله در عراق تحمل کرده بود، در صدد جبران آن سهل‏انگاری بود. از همان روزهای نخست شروع به فعالیت نمود، رهبران این نهضت یاران و هواداران را آماده می‏ساختند تا فرصت مناسب در جهت پدید آوردن یک جریان اجتماعی و حرکت عمومی علیه حاکمیت حزب عثمانیه فراهم شود.
مردم هم همواره به طور پنهانی اعلان پشتیبانی می‏نمودند، فلم یزل القوم فی جمع آله الحراب و الاستعداد للقتال و دعاء الناس فی السر من الشیعه و غیرها الی الطلب بدم الحسین.
این زمینه‏سازی تداوم یافت. این حرکت به صورت جدی و پنهانی در کوفه و عراق و حتی در یمن تداوم داشت تا آن دو مشکل حل شد. یزید پلید در سال 63 رخت بر بست و حزب اموی از این جهت آسیب جدی دید. با بر طرف شدن این مانع بزرگ هواداران تشکل همسو فرصت را غنیمت شمردند مشکل رهبری نهضت خود را به گونه دیگر حل نمودند. گرچه در میان آنان از اهل بیت کسی نبود و زمینه فراخوانی هم وجود نداشت، لیکن این مشکل را از درون هموار ساختند و یکی از با سابقه‏ترین افراد و با صلابت‏ترین که از لحاظ اندیشه هم فردی فرزانه و از پایگاه قوی مردمی برخوردار بود و از صحابه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) به شمار می‏رفت و در رفتار هم فردی سترگ بوده یعنی سلیمان بن صرد خزاعی را به رهبری نهضت خویش بر گزیدند. پنج تن از سران این تشکل از جمله خود سلیمان در منزل وی گرد آمدند. آنگاه صد نفر دیگر از سران شیعه و تشکل همسو به آنها پیوستند و سلیمان را به عنوان رهبری نهضت برگزیدند. آن پنج عبارتند از: سلیمان بن صرد خزاعی، مسیب بن نجبه فرازی، عبدالله بن سعد بن نفیل، عبدالله بن وال، رفاعه بن شداد.
انگیزه اصلی در انتخاب آن موقعیت تضعیف شدید موقعیت حزب عثمانیه در عراق بعد از مرگ یزید بود. که خود تصریح دارند: والامر الان ضعیف.بعد از مرگ یزید هم این زمینه‏سازی ادامه یافت تا سال 65.
عده زیادی تقریباً به تعدادی که با مسلم بیعت نموده بودند با سلیمان بیعت کردند. که تعداد افراد را تا شانزده هزار نفر نام می‏برند. گرچه حدود چهار هزار نفر به پیمان خویش وفادار شدند و همراه سلیمان حرکت نمودند. آنان با رهبری پیمان بسته، در نخیله کوفه اجتماع، آنگاه به طرف شام حرکت نمودند. هدف اصلی آنان به قتل رساندن عبیدالله بن زیاد بود. سپاه سلیمان ابتدا در کربلا بر سر مزار حسین (علیه‏السلام) حاضر شدند و سخت ناله نموده و اشک ریختند، و پیمان انتقام خون حضرت را بستند.و فرسخ‏ها راه برای رسیدن به شام پیمودند که از جانب شام عبیدالله حصین بن نمیر که از فرماندهان سپاه کربلا بود با سی هزار سپاه مأمور سرکوب آنان ساخت. ضمن درگیری و کشتار فراوان اکثر همراهان 4000 نفری کشته شدند در نهایت رهبران آنان همه کشته شدند و این نهضت بعد از آسیب فراوان به حزب سرکوب شد.

شورش مدینه

عبدالله بن زبیر که ادعای رهبری داشت در مکه بر سر می‏برد. وی بعد از حادثه کربلا در حجاز قیام نمود و مردم حجاز را به بیعت خویش فراخواند. وی حدود نه سال حاکمیت مکه و اطراف را بدست آورد.
عبدالله به مدینه که دومین شهر بزرگ و پایگاه حکومت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و مرکز مهاجرین و انصار بود، چنگ اندازی نمود.
مدینه یکی از پایگاه‏های بزرگ اندیشه زلال ولایت و تشیع بود. و پایگاه تشکل همسویی که از زمان زندگی رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) شکل گرفت و بعد از رحلت حضرت نیز تداوم یافت. این تشکل گرچه در فرصت‏سازی‏های بعد از رحلت حضرت آسیب جدی دید، لیکن این گونه نبود که هویت خویش را از کف نهد.
از جانبی از هنگام خلافت عثمان مدینه یکی از پایگاه‏های حزب عثمانیه نیز قرار گرفت. در زمان معاویه نیز همین تشکل در آنجا قوت گرفت و نوع فرمانداران آن را بنی‏امیه تشکیل می‏دادند. مدینه همواره محل حضور رجال سیاسی به ویژه هواداران حزب عثمانیه بود.
برغم این تشکل حزب عثمانیه مدینه همواره پایگاه تشکل همسوی اهل بیت به حساب می‏آمد. و پایگاه فکری و اندیشه زلال آن در مدینه بود، گرچه نمی‏توان گفت با کوفه برابری می‏نمود، لیکن دومین پایگاه اندیشه زلال تشیع به حساب می‏رفت.
این شهر همیشه پایگاه خیزش فکر و شورش و انقلاب علیه حزب عثمانیه بود همان گونه که در انقلاب مردم علیه عثمان گرچه نیروهای فراوان از خارج شهر مدینه آمده بودند، لیکن امداد و ملحق شدند تشکل همسوی اهل بیت به آنان از خود مدینه را نمی‏توان نادیده انگاشت.
اینک سال 61 هجری با حادثه تلخش از راه رسیده و حسین بن علی که سال‏های سال در میان مردم مدینه زندگی نموده بود به شهادت رسیده است. مردم متأثر از این حادثه غم‏انگیز در سوگ حسین ناله می‏کنند و اشک می‏ریزند. و طبیعی است که در صدد انتقام خون حسین (علیه‏السلام) هستند و بغض عداوت حزب عثمانیه در سینه آنان آکنده است و طبیعی است چالشگری علیه این عزب خوشایند آنان خواهد بود. گرچه اگر اهل بیت رهبری انقلاب را عهده‏دار باشند مردمی همانند مردم مدینه با دلی مطمئن و آرامش خاطر از آن حمایت خواهند نمود، لیکن چنین موقعیتی در آن شرایط بعد از شهادت حسین (علیه‏السلام) برای اهل بیت زمینه ندارد. در عین حال مردم مدینه خود را بی‏تفاوت در برابر حزب عثمانیه که این جنایت بزرگ را در کربلا مرتکب شده است نمی‏بینند. آنان در صدد فرصت‏سازی‏اند تا در برابر حاکمیت اقدام کنند.
بعد از حادثه کربلا و رسوایی یزید و حزب اموی، عبدالله بن زبیر که همزمان با حسین (علیه‏السلام) از مدینه خارج به مکه رفته بود، فرصت بازسازی قیام خود را می‏یابد و در مکه فرماندار حاکم اموی را اخراج نموده و رسماً مردم را به بیعت با خویش فرا می‏خواند.
با فراخوانی و تحریک عبدالله مردم مدینه نیز از وی حمایت نموده عمرو بن سعید بن العاص فرماندار حزب عثمانیه را به همراه هزار نفر از مردان بنی‏امیه و هواداران حزب عثمانیه از جمله مروان بن حکم را با رسوایی تمام از شهر اخراج می‏نمایند.(508) مردم با اخراج والی اموی با نماینده عبدالله بن زبیر، عبدالله بن حنظله یا عبدالله بن مطیع بیعت می‏کنند.
این شورش از این جهت قابل مطرح است که مردم مدینه بغض و عداوت در سینه‏شان از بنی‏امیه موج می‏زند و دنبال فرصت هستند که علیه حزب عثمانیه قیام کنند و چون اکثریت مردم را هواداران تشکل همسو اهل بیت شکل می‏دهد، اگر رهبری از اهل بیت می‏یافتند زیر پرچم وی گرد می‏آمدند. لیکن اینک پرچم چالشگری برای فردی چون علی بن الحسین (علیه‏السلام) مقدور نیست. مردم مدینه تن به بیعت فردی چون عبدالله بن زبیر می‏دهند.
این اقدام ضربه سهمگین بر حاکمیت حزب عثمانیه در مدینه متوجه می‏سازد که این گونه در پایگاه بنی‏امیه حکومت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) به رسوایی کشیده شده‏اند. گرچه شورش آنان از جانب حکومت مرکزی حزب عثمانیه سخت سرکوب شد و یزید با سپاه دوازده هزار و بنابر نقلی بیست هزار نفری و نیز به نقلی بیست هزار سوار و هفت هزار پیاده با فرماندهی مسلم بن عقبه مدینه را محاصره نمودند. این سپاه با خشونت تمام وارد شهر شده جان و مال و ناموس مردم را با سپاه شام مباح نمودند! آنان سه روز به قتل و غارت و فحشا پرداختند و بیش از شش هزار نفر از مهاجرین و انصار و سایرین را به قتل رساندند.(509) و جنایات ماندگار به یادگار نهادند. لیکن از جانبی از سوی تشکل همسوی اهل بیت که غم حسین سینه آنان را می‏فشرد، سخت آسیب دیدند و رسوایی آنان بر همگان آشکار شد. بدین گونه از برکت خون حسین، آسیب جدی دیگری بر حاکمیت حزب عثمانیه وارد شد.

قیام مختار

در سال 66 که مختار با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد شد. وی به کوفه آمده اوضاع کوفه را مشاهده نمود که مردم به رهبری سلیمان بن صرد قیام نموده‏اند. مختار فردی ماجراجو بود و خطاهای روشن نیز از وی سرزده بود، از جمله در ساباط علیه امام مجتبی (علیه‏السلام) اقدام ضد امنیتی نمود. و حتی وی عثمانیه نامیده می‏شد.(510)
وی با مشاهده ضعف حزب عثمانیه به لحاظ این که خودش ادعای ریاست و رهبری داشت گرد آوردن شیعیان دور سلیمان خوشایندش نبود و آنان را از این امر بر حذر داشت، لیکن کسی به گفته‏های وی توجه نکرد.
مختار تحمل نموده وضع توابین به آن سرنوشت دچار آمد. و در عین حال که قیام توابین ضربه سختی بر حزب عثمانیه وارد آورد، لیکن اکثر نیروهای آنان در تهاجم سپاه حزب حاکم کشته شدند.
بعد از این حادثه در همان سال 66 مختار عزم قیام نموده و پنهانی یاورانی برای خویش فراهم نمود. وی از آنان پیمان گرفت. از جمله کسانی که بسیار به کمک وی امیدوار بود و به وی کمک شایانی کرد، ابراهیم بن مالک اشتر بود که با مذاکره حضوری حمایت وی را جلب نمود. مختار سوژه‏ای که توانست بهره‏وری نماید خون خواهی حسین و اهل بیت بود.
وی با این سوژه توانست هزاران نفر از تشکل همسو اهل بیت را همراه خویش سازد. و به همین عنوان مردم را به صحنه آورد و انتقام خون حسین و یارانش را از قاتلان و شرکت کنندگان در سپاه حزب عثمانیه بگیرد. عده‏ای از سران مانند شبث بن ربعی، محمد بن اشعث، عبدالرحمن سعید، کعب بن ابی کعب در صدد مقابله با مختار بر آمدند.(511)
مختار ابراهیم بن اشتر را با 7000 نیرو به سوی آنان بسیج نمود. عبیدالله نیز از شام با سپاه هشت هزار نفری به طرف عراق حرکت نمود که در درگیری این دو سپاه عبیدالله و تمام فرماندهان سپاه وی کشته شدند.
با تسلط مختار بر کوفه ده‏ها نفر از افرادی که در کربلا در سپاه حزب عثمانیه بودند به قتل رسیدند. اگر کسی شهادت می‏داد که فرد در کربلا شرکت نموده است، مختار وی را گردن می‏زد.(512) وی بسیاری از فرماندهان سپاه یزید را مانند عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد و فرزندش حفص بن عمر، شمر بن ذی الجوشن، خولی بن یزید، حصین بن نمیر و... را به قتل رساند.(513)
در مورد مختار و موضع‏گیری‏های وی روایات متفاوت است. برخی از وی نکوهش و برخی از کار وی ستایش می‏نمایند. ستایش بازگشت به این اقدام مختار دارد که وی انتقام خون حسین (علیه‏السلام) را از قاتلان حضرتش گرفت. وقتی سر عبیدالله و عمر سعد را نزد امام سجاد آوردند سجده شکر به جای آورد و برای مختار طلب پاداش نمود فخر ساجداً و قال الحمد الله الذی ادرک ثاری من اعدائی و جزی الله المختار خیراً.(514)
قیام مختار با خون خواهی حسین (علیه‏السلام) شکل گرفت. اگر چه خواهش‏های دیگر در قیام مختار مطرح بود، لیکن آنچه باعث پشتیبانی شیعه از مختار شد جوشش خون حسین بود که قیام مختار را در این مرحله به ثمر رساند. و نیز قیام مختار به اقدام با کشتن فرماندهان ارشد حزب عثمانیه که قائله کربلا را به پا کرده بود، ضربه اساسی و آسیب جدی بر حکومت حزب عثمانیه وارد ساخت که در دوران حکومت‏داری حزب عثمانیه به مدت حدود یک قرن کمتر این گونه حاکمیت آسیب دیده بود.
نتیجه بخش شدن قیام مختار در اثر حمایت مردم کوفه از وی بود.
انگیزه اصلی آنان نیز از این حمایت انتقام خون حسین (علیه‏السلام) و یارانش بود که آسیب جدی به حزب عثمانیه با کشتن مهره‏های اصلی آنان مانند عبیدالله و عمر سعد و شمر ذی الجوشن و حصین بن نمیر و... وارد ساخت. این آسیب جدی نیز به این حاکمیت شوم از برکت خون حسین (علیه‏السلام) بود.

 قیام زید بن علی بن الحسین

تداوم حاکمیت حزب عثمانیه با فراز و نشیب‏هایی که داشت در زمان مروانی‏ها نیز توسعه و تثبیت داشت و به همین جهت مروانی‏ها جنایات ماندگاری همانند سفیانی‏ها از خود به یادگار نهادند. حاکمیت حجاج در عراق همانند حاکمیت عبیدالله بن زیاد در عراق جنایات ببار آورد.
اگر عبیدالله دومین عنصری بود که نقش اصلی در حاکمیت حزب عثمانیه در دوران یزید داشت، حجاج نیز چنین نقشی را در زمان مروانیان در عراق ایفا نمود. تهاجم فرهنگی علیه اهل بیت با شدت و وسعت همچنان تداوم یافت که ابراهیم بن هشام مخزومی والی بنی‏مروان در مدینه علویون را در روزهای جمعه به زور در مسجد نبوی جمع می‏نمود.
در حضور آنان علی (علیه‏السلام) را سب و نفرین می‏نمود.(515)
حجاج نیز همانند عبیدالله هر کس که متهم به شرکت در انقلاب علیه عثمانیه بود به قتل می‏رساند.(516) در مدت حاکمیت وی در عراق در زمان عبد الملک بیست یا سی هزار کشته در عراق به جای گذاشت. وی وقتی 50000 مرد و 30000 زن در زندانش بودند. زن و مرد را عریان در قلعه‏ها بدون هیچ گونه امکانات، حتی سقف زیر آفتاب و باران زندانی می‏کرد!(517)
تجاوز و طغیان همان گونه که در سخنان زید شهید آشکار است به اوج خود می‏رسد. ان بنی‏امیه قد عتوا و قست قلوبهم.(518)
زید تصمیم به قیام و انقلاب علیه آنان گرفته و چون فردی وابسته و پاک و پیرو اهل بیت بود، هیچ گونه خواهش نفسانی و ادعای رهبری در قیام خویش نداشت، در همان آغاز کار با امام باقر (علیه‏السلام) کار خود را مشورت نمود و امام ضمن تأیید عاقبت کارش را نیز گوشزد کرد به وی فرمود شهید خواهی شد و در کناسه کوفه به دار آویخته می‏شوی.(519)
از امام صادق (علیه‏السلام) این گونه حدیث درباره زید وارد شده است: انه کان نعم العم ان عمی کان رجلاً لدنیانا و آخر تنا مضی و الله عمی شهیداً کشهداء استشهدوا مع رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و علی و الحسن و الحسین (علیه‏السلام).(520)
نیک عمویی بود برای ما فردی که هم برای دنیا و هم آخرت ما کار کرد، عمویم شهید شد همانند شهدایی که همراه رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و علی و حسن و حسین (علیه‏السلام) شهید شدند.
امام صادق علیه‏السلام: رحم الله عمی زیداً لو ظفر لوفی انما دعی الی الرضا من آل محمد و انا الرضا.(521)خدا عمویم را رحمت کند که اگر پیروز می‏شد به عهد خود وفا می‏کرد وی مردم را به رضا از آل محمد یعنی این جانب فرا می‏خواند.
امام صادق علیه‏السلام: یا عمی اعیذک بالله ان تکون مصلوباً بالکناسه.(522)
هنگامی که زید با امام صادق (علیه‏السلام) مشورت می‏نمود حضرت فرمود: تو را در پناه خدا می‏سپارم آن هنگامی که در کناسه کوفه به دار آویخته می‏شوی.
زید شهید با آگاهی از سرانجام کارش در عین حال چون می‏دانست قیام و انقلاب وی آسیب جدی بر حاکمیت حزب عثمانیه وارد خواهد ساخت و نتیجه به بار خواهد آورد، قیام خویش را شروع کرد و مورد تأیید امام باقر و امام صادق (علیه‏السلام) نیز قرار گرفت.
زید برای دست‏یابی به یاران سترگ از مدینه به کوفه آمد. زیرا موقعیت کوفه از هر جای دیگر ممتاز بود. که این برکات اندیش‏های تابناک علی (علیه‏السلام) است که کوفه را این گونه پر بار و بالنده ساخته است که خود حضرت این شهر را بر مدینه برگزید و عاصمه حکومت خویش قرار داد. و امام حسین (علیه‏السلام) برای سرنگونی حزب عثمانیه به کوفه عزیمت می‏کند از انبوه جمعیت هوادار و سترگ استمداد نمود.
توابین خود از کوفه خیزش نمودند. و مختار برای کشتن قاتلان حسین به کوفه آمده و از یاران اهل بیت در کوفه استمداد و نمود و در کشتن قاتلان حسین موفقیت چشمگیری حاصل نمود که به برکت حمایت تشکل همسوی از کوفه و اطراف بود.
و اینک بعد از گذشت حدود شصت سال از عاشورای حسینی و قیام‏های پرشور و مقاوم اینک زید بن علی بن الحسین برای رسیدن به اهداف خویش و انتقام خون حسین، وی نیز کوفه را برگزیند که کوفه پایگاه اندیشه و زلال شیعه و رفتار سترگ علیه ظالمان بوده است و این از برکات حکومت‏داری و اقامت 4 سال و نه ماه علی در کوفه می‏باشد که این گونه جریان بزرگ اجتماعی و اندیشه زلال شفاف پدیدار ساخته است.
در هر صورت زید شهید چون در کوفه اقامت نداشت برای اقامت خویش در عراق به خصوص کوفه بهانه‏های چون اختلاف ملکی و نزاع مالی با برخی بیش از 4 ماه در کوفه و دو ماه در بصره اقامت نمود. در این مدت ضمن بررسی اوضاع همواره قیام خود را زیرسازی نموده و سران شیعه و یاران علی با وی مخفیانه بیعت می‏نمایند.(523) و حاکم کوفه با اینکه برخی قضایا را متوجه شده بود نمی‏تواند زید را از کوفه بیرون نماید.
افرادی مانند سلمه ابن کهیل، نصر بن خزیمه، معاویه بن اسحاق و حجیه بن الاجلج و بسیاری دیگر از سران کوفه با وی بیعت نمودند.(524) و طبق بسیاری از نقل‏های چهل هزار نفری با وی پیمان می‏بندند.(525)
چهل هزار سپاه، جمعیتی است که آمادگی این شهر و منطقه در انقلاب و شورش‏های ضد اموی را می‏رساند. با اینکه زید امام معصوم نیست. لیکن چون از جانب امام معصوم تأیید شده است، این گونه تشکل همسو از وی حمایت می‏نماید. حمایت این تعداد از زید افزون بر این که گواه صادق بر موقعیت بزرگ تشکل همسوی اهل بیت می‏باشد دلیل بر نکته دیگری نیز است که کوفه با این حرکت‏ها چه آسیبهای جبران ناپذیری بر اقتدار حزب عثمانیه متوجه می‏نماید.

انگیزه زید شهید

انگیزه زید از انقلاب انتقام خون حسین از بنی‏امیه و بنی‏مروان یعنی حزب عثمانیه بود وی می‏خواست با سرنگونی آنان رهبری را به مسیر اصلی خودش اهل بیت برگرداند. که در حدیث امام صادق (علیه‏السلام) اشاره فرمود که اگر زید پیروز می‏شد به عهد خود وفا می‏نمود که مردم را به سوی اهل بیت فرا می‏خواند. هیچ گونه ادعای نسبت به خود نداشت.
امام فرقه زیدیه که به ایشان منسوب هستند و فرقه‏ای از تشیع به شمار می‏روند، به ادعای رهبری ایشان نیست. بلکه به سوء استفاده‏ها و بهره‏وری دیگران یعنی نحله‏سازان است. خود زید ادعایی نداشت و لذا مورد تأیید امام باقر و صادق (علیه‏السلام) قرار داشت. و شعار محوری زید که مردم از وی حمایت نمودند خون خواهی حسین یعنی، یا لثارات الحسینبود.(526) و خود به امامت اهل بیت تصریح می‏نمود و می‏گفت جعفر امامنا فی الحلال و الحرام.(527)جعفر صادق (علیه‏السلام) رهبر و امام ما در حلال و حرام است. سخنان وی در بیان انگیزه آن گونه است: انا ندعوکم الی کتاب الله و سنه نبیه (صلی الله علیه و آله ) و جهاد الظالمین و الدفع عن المستضعفین و اعطاء المحرومین و قسم هذا الفی‏ء بین اهله بالسواء و در الظالمین و اقفال المجمر و نصرنا اهل البیت علی من نصب لنا و جهل حقنا.(528)من شما را به کتاب خدا و سنت رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) و جهاد با ستمگران و دفاع از محرومان فرا می‏خوانم. بر این نکته تأکید می‏کنم که اموال عمومی به صورت یکسان و عادلانه توزیع می‏شود. من شما را به ستیز با ستمگران و حراست از مرزها و یاری رساندن به اهل بیت برای چیره شدن آنان بر رقیب‏ها و چالشگران که حقوق آنها را نادیده می‏انگارند، فرامی‏خوانم (529).
قیام زید به همراه چهل هزار نفر از طرف بنی‏مروان یعنی هشام بن عبد الملک به فرماندهی یوسف بن عمر سخت سرکوب شد.
در درگیری بین دو سپاه زید و عده زیادی از یارانش شهید شدند و جنازه زید را یاران وی در بیابان در داخل جوی آب به خاک سپرده و آب بر روی آنان جاری ساختند که از دست‏رسی بنی‏مروان در امان باشد. فرد پلید به نام غلام سندی به یوسف بن عمر گزارش می‏دهد وی دستور می‏دهد قبر را نبش نمایند و جنازه را بیرون آورند. سر زید را از بدن جدا کرده برای هشام بن عبد الملک فرستادند جنازه وی را در کناسه کوفه عریان به‏دار آویختند و چهار سال جنازه عریان بالای دار بود که عورت وی را به امر الهی عنکبوت‏ها با تنیدن تار می‏پوشاندند! جنازه تا مرگ هشام بر بالای دار بود. 4 سال بعد از مرگ هشام ولید دستور داد آن را سوزاندند و خاکستر آن به شط ریختند!(530)
این حرکت بزرگ که امام (علیه‏السلام) عاقبت آن را در آغاز پیش نموده بودند، آسیب سختی به حاکمیت حزب عثمانیه وارد ساخت و حکومت حزب عثمانیه ویران ساخت و حکومت سست آنان را بیشتر متزلزل ساخت. خاستگاه این قیام دقیقاً حماسه کربلای حسینی بود و با نام یاری حسین به خون خواهی حسین شکل گرفت. اینها همان سیلاب‏های خون است که حزب عثمانیه در کام خود فرو می‏برد.

قیام یحیی بن زید
یحیی فرزند همان زید شهید نیز از شهادت پدرش قیام نمود با عده‏ای از شیعیان و یارانش از کوفه به طرف خراسان حرکت نمود. در همان سال 120 یا 121 زمان هشام بن عبد الملک هشام در صدد دستگیری می‏شود که موفق نمی‏شود. یحیی به خراسان روی می‏آورد.
حدود پنج سال در آنجا اقامت داشته تا در نهایت با یارانش که حدود 70 نفر بودند با سپاه ده هزار نفری عمرو بن زراره درگیر و آنها را قلع قمع می‏کنند. در سال 126 در نهایت در روستای جوزجان با سپاه دشمن به فرماندهی سلم بن أحوز درگیر می‏شوند و یحیی با یارانش به شهادت می‏رسند. سر یحیی را از بدن جدا به حضور ولید بن یزید بن عبد الملک می‏فرستند و جنازه‏اش را در همانجا به دار می‏آویزند و این جنازه بر بالای دار می‏ماند تا قیام ابو مسلم خراسانی. وی بعد کشتن مسلم بن أحوز جنازه یحیی را پایین آورده بر وی نماز می‏گذارد و به خاکی می‏سپارد.

مزار و بارگاه ملکوتی امام حسین (علیه ‏السلام)

مزار حسین (علیه‏السلام)

خاک سرزمینی که حسین در آنجا به شهادت رسید و به خاک سپرده شد به برکت حسین، خاک پاک و متبرک می‏باشد،طابت الارض التی فیها دفنتم.
از آنجا که سید و سالار شهیدان از پاک‏ترین‏ها و از تبار پاک‏ترین‏ها است که خدای سبحان پاکی آنان را تأیید می‏نمایدو یطهر کم تطهیراً.(464)به برکت پاکی و طهارتی که عترت از آن بهره‏مند است، هر چیزی که به آنها تعلق دارد و نسبتی با آنان پیدا می‏کند، از این پاکی بهره می‏برد. خاکی که در آنجا حسین دفن است به برکت حسین پاک و مطهر می‏شود از سایر خاک‏ها ممتاز می‏گردد. به همین جهت مزار امامان و حتی امام زادگان پاک و مطهر است که پاکان را به سوی خود فرا می‏خواند.
که طین (خاک) حسین پاک و مطهر می‏گردد زیرا که طینت حسین (علیه‏السلام) پاک و مطهر است.

شفا در تربت حسین (علیه‏السلام)

از برکت حسین خاک مزار حسین (علیه‏السلام) و خاک اطراف مزار حسین متبرک می‏شود و شفای دردهای بی‏درمان قرار می‏گیرد. و این امتیازی است که خدای سبحان به پاس مجاهدت‏ها و ایثارگری‏های حسین (علیه‏السلام) نهاده است. در روایت می‏فرماید خدای سبحان چهار پاداش ویژه در برابر شهادت حسین (علیه‏السلام) قرار داد. یکی نسل امامان از نسل حسین (علیه‏السلام) تداوم یافته‏اند. دیگری شفا در تربت حسین (علیه‏السلام) و سومی استجابت دعا در کنار مزار حسین (علیه‏السلام). و چهارمی این که زائر حسین مقدار زمانی که برای رفت و برگشتن به زیارت صرف می‏کند از عمرش به حساب نمی‏آید، ان الله تعالی عوض الحسین (علیه‏السلام) من قتله ان جعل الامامه فی ذریته و الشفاء فی تربته و اجابه الدعا عند قبره و لا تعد ایام زائریه جائیاً و راجعاً من عمره.(465)
از امام صادق (علیه‏السلام) نیز روایت است که خدای سبحان تربت حسین را شفای هر درد و امان از هر خطر قرار داده است، ان الله جعل تربه الحسین شفاء من کل داء و اماناً من کل خوف.(466)به خاطر همین متبرک بودن است که در آغازین روز زندگی هر فرد سفارش شد کام کودکان را با تربت حسین بگشایید که ایمنی از هر خطر است. امام صادق (علیه‏السلام)حنکوا اولادکم بتربه الحسین فانها امان.(467)

تسبیح از تربت حسین (علیه‏السلام)

امام موسی بن جعفر (علیه‏السلام) و... سبحه من طین قبر ابی عبدالله (علیه‏السلام) فیها ثلاث و ثلاثون حبه متی قلبها ذاکراً الله کتب له بکل حبه اربعین حسنه.(468)
امام هفتم در این حدیث می‏فرماید هر کس از خاک قبر حسین (تربت) تسبیح بسازد 33 دانه داشته باشد هر ذکری که با آن می‏گوید چهل حسنه به پای وی نوشته می‏شود.

مهر نماز از تربت حسین (علیه‏السلام)

عن الصادق (علیه‏السلام) ان السجود علیها یخرق الحجب السبع.(469)
نماز با مهر تربت حسین حجاب‏های هفتگانه را می‏شکافد، یعنی نماز با تربت حسین به عرش اعلا صعود می‏کند و نمازگزار را صعود می‏دهد. که تربت حسین (علیه‏السلام) این گونه نماز و نمازگزار را ملکوتی می‏نماید.
تربت حسین امان از عذاب است باعث بخشودگی گناهان است که امام صادق (علیه‏السلام) در مورد گناهکاری که زمین جنازه آن را نمی‏پذیرفت فرمود قدری تربت حسین همراه وی نمایند آنگاه زمین جنازه را پذیرفت.
اجعلوا فی قبرها شیئاً من تربه الحسین.(470)به برکت خون حسین زمین به احترام تربت حسین (علیه‏السلام) جنازه گناهکار را می‏پذیرد.

حدود تربت حسین (علیه‏السلام)

منظور از تربت امام حسین (علیه‏السلام) خاک محل شهادت حضرت و نیز محل حضرت می‏باشد. قتلگاه حسین تربت اصلی امام می‏باشد. لیکن حد تربتی که این فضایل برای آن عنوان شده است اختصاص به آن مقدار از خاک ندارد، بلکه محدوده تربت در روایات متفاوت عنوان شده است. در روایات حدود تربت 25 ذراع (ذراع نیم متر) 70 ذراع و نیز یک فرسخ از هر طرف و نیز پنج فرسخ از هر طرف عنوان شده است.(471) روشن است که هر مقدار به مزار حضرت و محل شهادت حضرت نزدیک‏تر باشد افضل خواهد بود.

گریه بر حسین (علیه‏السلام)

امام حسین علیه‏السلام: انا قتیل العبرات لا یذکرنی مؤمن الا استعبر.(472)
حسین بن علی (علیه‏السلام) امام ملک و امام هستی است تنها امام انسان‏ها نیست. وقتی امام ملک و ملکوت باشد و در نظام هستی تأثیرگذار باشد، شهادت وی نیز به لحاظ اوج مظلومیت آن و به لحاظ تأثیرگذاری امام (علیه‏السلام) در نظام هستی در ابعاد گسترده تأثیرگذار خواهد بود.
غم حسین همان گونه انسان‏های مؤمن را عزادار و گریان می‏نماید، فرشتگان را نیز عزادار می‏نماید و اجنه را که مؤمن هستند نیز گریان می‏نماید حتی نظام هستی آسمان و زمین هم در مرگ حسین گریان می‏شوند.
در منابع معتبر و آثار دینی این سند فراوان به چشم می‏خورد که فرشتگان و اجنه و نیز زمین و آسمان برای حسین گریه نمودند، فلما قتل الحسین لبثوا شهرین او ثلاثه کانما تلطخ الحوائط بالدماء ساعه تطلع الشمس حتی ترتفع و کسفت الشمس ذلک الیوم و احمرت آفاق السماء سته اشهر بعد قتله.(473)در هنگام شهادت حسین آفتاب گرفت و آفاق آسمان تا شش ماه خونین بود.
رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) پیش‏گویی نموده بودند در نزد ام‏سلمه خاکی در درون شیشه نهاده، فرمودند هرگاه این خاک خونین شد، بدان حسین من به شهادت رسیده است! ام‏سلمه عاشورا سال 61 در مدینه مشاهده کرد خاک خونین شده است.(474) سیوطی از علماء اهل سنت می‏نویسد مظلومیت حسین آن مقدار دلخراش است که قلب تحمل بیان را ندارد و می‏نویسد وقتی حسین کشته شد در بیت‏المقدس هر سنگی را از زمین می‏کندند، زیر آن خون تازه بود.(475)
امام صادق (علیه‏السلام) می‏فرماید هنگامی که حسین شهید شد آسمانها و زمین و هر آنچه در آن دو است گریه کردند، لما قضی بکت علیه السموات السبع و الارضون السبع و ما فیهن و با بینهن(476). در روایت صحیح دیگر از امام رضا (علیه‏السلام) رسیده، لقد بکت السموات السبع و الارضون لقتله.(477)
آسمان و زمین در غم مظلومیت حسین گریان شد. خورشید در آسمان شش ماه خونین طلوع و غروب می‏نمود: و احمرت آفاق السماء سته اشهر بعد قتله.(478)
از امام صادق (علیه‏السلام) نقل شده است، چهار هزار فرشته در کنار قبر حسین تا روز قیامت گریان و پریشانند.(479) در روایت دیگر هفتاد هزار فرشته نقل شده است.
ان حول قبره سبعین الف ملک شعثاً غبراً یبکون علیه الی یوم القیمه.(480)که این آمارها بیان حد نیست بیان کثرت است یعنی انبوه فرشتگان یعنی همه فرشتگان!
گریه و نوحی سرایی اجنه نیز بر حسین (علیه‏السلام) در کتاب‏های روایایی مطرح است، زیرا آنان نیز همانند انسان مؤمن و کافر دارند مؤمنان از اجنه که رهبری و امامت حضرت را نیز پذیرفته‏اند بر حضرت گریه می‏کنند.(481)

فضیلت گریه

از امام صادق (علیه‏السلام) هر کس بر مصیبت ما گریه کند ولو به مقدار بال مگس خدای سبحان گناهان وی را می‏آمرزد.(482)
امام باقر (علیه‏السلام) هرکس که چشمانش در مصیبت حسین اشک‏آلود شده و اشک وی جاری شود خدای سبحان در غرفه‏های بهشتی وی را مآوی خواهد داد. و از هول و هراس‏های قیامت در امان خواهد بود.(483)
امام رضا (علیه‏السلام) به ریان بن شبیب فرمود اگر گریه کنی به حسین که همانند گوسفند سر بریده شده گریه کن هرکس باندازه‏ای که اشکش به گونه‏اش جاری شود بر حسین گریه کند گناهانش بخشوده می‏شود.(484)

فلسفه گریه

حکمت ترتیب مجالس عزاداری و روضه خوانی برای حسین زنده نمودن راه و روش اهل بیت عصمت و طهارت است.
ان تلک المجالس فاحبها فاحیوا امرنا.(485)امام صادق (علیه‏السلام) می‏فرماید من این مجالس را دوست دارم، مرام ما زنده کنید.
امام باقر (علیه‏السلام) برای تأمین همین هدف به فرزند برومندش امام صادق (علیه‏السلام) وصیت نمود که از دارایی امام بخشی را وقف مراسم روضه خوانی و تشکیل مراسم عزاداری حضرت نماید. آن هم در موسم حج در سرزمین منا که از لحاظ زمان یکی از بهترین موقعیت‏هاست. و از جهت مکان نیز افزون بر این که سرزمین از مواقف مشرفه است در ایام منا جمعیت انبوه حجاج در منا گرد آمده‏اند و بر بهترین شیوه می‏توان از فرصت بهره‏وری نمود، عن ابی عبدالله قالی لی ابی یا جعفر اقف لی من مالی کذا و کذا النوادب تندبنی بمنی ایام منی.(486)
ترتیب مجالس عزا برای زنده نگه داشتن یاد و نام و راه حسین است.
برای دمیدن روح ایثارگری و شهادت طلبی بر کالبد پیروان آن حضرت است. برای شفاف نمودن و تحلیل صحیح از نهضت حسینی است. و برای الهام و پیام گرفتن از راه حسین و شهیدان است. گریه بی‏هدف و بی‏معنا نیست. گریه این است که روایت می‏فرماید گریه کننده آرزوی راه و مقام آنها را می‏نماید، که امام رضا به ربان بن شبیت آموخت که اگر می‏خواهی در ثواب شهادت حسین و یارانش سهیم باشی، هرگاه یاد آنان افتاده بگو یا لیتی کنت معهم فاموز فوزاً عظیماً(487)با آنها بودن در راه آنها بودن پیام گرفتن از زندگی آنان و حسین را الگو برگزیدن در زندگی این پاداش‏ها را دارد. گریه بر حسین یعنی پیوند با فرهنگ شهید، یعنی پیمان با خون حسین، یعنی تداوم راه حسین (علیه‏السلام).
امام سجاد که بعد از حادثه کربلا همواره عزاداران حسین بوده همواره عزادار همواره مظلومیت حسین را به یاد می‏آورد.
انگیزه عزاداری احیا سیره و روش اهل بیت بیان احکام معارف و آشنا شدن با راه و رسم زندگی عترت و پیام گرفتن از حماسه‏های حسینی است.

زیارت حسین (علیه‏السلام)

ایثار و شهادتی که حسین (علیه‏السلام) برگزید نسبت بر سایر شهیدان برتری دارد. زیرا که موقعیت‏های گزینش این راه با سایرین تفاوت دارد که نمی‏توان شرایط دیگران را با شرایط سخت حماسه حسینی سنجید. به همین خاطر خدای سبحان بیشتر و بهتر از سایر شهیدان از حسین تجلیل می‏کند و یاد و نام حسین را در جای جای زندگی انسان‏ها زند و پایدار می‏نماید. به همین جهت خدای سبحان راضی نمی‏شود نام و راه و یاد حسین فراموش شود. و به بهانه نام وی را که زنده کردن ارزشهاست زنده می‏نماید.
مزار حسین کعبه عاشقان حسین قرار می‏گیرد که برای زیارت حسین (علیه‏السلام) دست از پا نمی‏شناسند. زیارت مزار حسین را به عنوان یک تکلیف شرعی و چه بسا واجب در برخی موارد مطرح می‏سازد، که نام یاد حسین فراموش نشود. امام باقر (علیه‏السلام)، مروا شیعتنا بزیاره قبر الحسین (علیه‏السلام) فان اتیانه مفترض علی کل مؤمن.(488)شیعیان ما را دستور دهید تا به زیارت حسین روند، که زیارت حسین رفتن بر همگان لازم است. کسی که حسین را زیارت نکند از حقوق رسول‏الله را بر زمین نهاده زیرا حق حسین لازم بر هر مسلمانی لازم است، لان الحسین فریضه من الله تعالی واجبه علی کل مسلم.(489)

ثواب زیارت حسین (علیه‏السلام)

در آثار دینی بیان‏های گوناگون در مورد ثواب زیارت سالار شهیدان عنوان شده است. شاید تفاوت این ثواب‏ها به تفاوت درک و شناخت افراد و کیفت زیارتی است که شخص انتخاب می‏نماید و میزان الهام‏گیری زائر از حماسه حسینی می‏باشد.
در برخی روایات می‏فرماید هر کس حسین را زیارت کند گناهان گذشته و آینده‏اش بخشیده می‏شود، من زار قبر الحسین (علیه‏السلام) عارفاً بحقه غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.(490)و در روایت دیگر زیارت حسین (علیه‏السلام) معادل ثواب عمره عنوان شده است، سأل بعض اصحابنا ابا الحسن الرضا (علیه‏السلام) عمن اتی قبر الحسین (علیه‏السلام) قال تعدل عمره.(491)
در برخی دیگر زیارت حضرت معادل یک حج به شمار آمده است.
عن الرضا من زار قبر الحسین کتب الله حجه مبروره.در روایات دیگر رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) دارد(492) در برخی ثواب سه حج عنوان شده: من اتی قبر الحسین (صلی الله علیه و آله ) عارفاً بحقه کان کمن حج ثلاث حجج رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) (493).در برخی روایات ثواب زیارت بیست حج و عمره عنوان است. امام صادق (علیه‏السلام). من اتی قبر الحسین (علیه‏السلام) عارفاً بحقه فی غیر یوم عید کتب الله له عشرین حجه و عشرین عمره مبرورات.
اگر زیارت روز عید باشد صد حج و صد عمره ثواب دارد. و اگر روز عرفه باشد هزار حج و هزار عمره کتب الله الف حج و الف عمره.(494)
در برخی دیگر سخن از دو هزار حج و دو هزار عمره است. اگر زیارت در روز عاشورا باشد، امام باقر (علیه‏السلام): من زار الحسین فی یوم عاشوراً من المحرم حتی یظل عنده باکیاً سعی الله عزوجل یوم بلقاه بثواب الفی حجه و الفی عمره.(495)
در برخی دیگر از روایات ثواب زیارت حسین معدل ثواب هزار شهید بدری عنوان شده است آن کسی که هر ماه حضرت را زیارت کند، امام صادق علیه‏السلام: ما لمن زار الحسین (علیه‏السلام) فی کل شهر من الثواب قال له من الثواب ثواب مأه الف شهید و مثل شهداء بدر.(496)
این تفاوت‏ها همان گونه که اشاره شد به لحاظ شرایط زمان و نیز افراد است که با چه شرایطی و در چه حدی از معرفت و شناخت باشد.

چگونه حسین (علیه‏السلام) را زیارت کنیم؟

زیارت امام حسین (علیه‏السلام) از برای کسی می‏توان از نزدیک در کنار مشهد حضرت قرار گیرد افضل است و تأکید فراوان شده و حتی واجب کفایی عنوان شده است. اما اگر کسی توان رفتن به کربلا راه ندارد آن هم روا نیست زیارت حسین (علیه‏السلام) را ترک کند. زیرا زیارت لازم نیست لزوماً در کنار قبر مشهد حضرت باشد. از راه دور نیز زیارت ممکن است که در روایت می‏فرماید اگر نمی‏توانی به کربلا بروی از راه دور به طرف مزار حسین رو کن و به حضرت سلام کن، همین زیارت است. لازم هم نیست زیارت نامه‏های مفصل قرائت کنی. گرچه مستحب و افضل است به زیارت نامه‏های رسیده از ائمه (علیه‏السلام) امام را زیارت نمایی، لیکن همین که به طرف مزار و مشهد حضرت رو کنی و بگویی السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاتهزیارت به حساب می‏آید. که این نکته را امام صادق (علیه‏السلام) به یکی از اصحاب خویش به نام سدیر آموختند. ثم تنحو نحو القبر فقول السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاته تکتب لک زوره و الزوره حجه و عمره.(497)روی خود را به سمت قبر نما و بگو: السلام علیک یا ابا عبدالله اسلام علیک و رحمه الله و برکاته،ثواب حج و عمره را خواهی داشت. آری حماسه حسینی این گونه فرهنگ شهادت را در جامعه بارور نموده است.

شهادت امام حسین (علیه‏السلام)

بعد از ظهر عاشورا یاران حسین که همه از اهل بیت بودند همگی به شهادت می‏رسند. حتی کودک چند ماهه (شش ماهه) حضرت، عبدالله رضیع معروف به علی اصغر در هنگام وداع حسین با وی در کنار خیمه‏ها به شهادت می‏رسد. هفت تن از برادران امام به شهادت می‏رسند.
یادگاران حسن مجتبی نوجوان به نام‏های قاسم (13 ساله) و عبدالله (احتمالاً ده ساله) نیز ابوبکر در دفاع از حرم رسول‏الله (صلی الله علیه و آله ) به شهادت می‏رسند.
عباس با سه برادرش به شهادت می‏رسند، فرزندان عبدالله بن جعفر به شهادت می‏رسند، چهار تن از برادران مسلم به شهادت می‏رسند، فرزند برومند امام، علی اکبر به شهادت می‏رسد. امام تنهای تنها می‏ماند.
فریادهای هل من مغیث، هل من ذابحضرت فضای صحرای طف را عطر آگین می‏کند. اینک حسین سفارش‏ها و آموزه‏های خویش را بر همراهان و آنانی که زنده خواهند بود نموده به خصوص به همسر و خواهران و دیگر زنان توصیه نموده که در مرگ حسین و یارانش شکیبا باشند.
و برای حراست از کودکان خردسال حضرت نموده که در خیمه‏ها باقی بمانند و در هیچ صورتی بیرون نیایند. و زینب که سترگ و پایداری را درس می‏آموزد، اینک در چنین شرایط داغدار و مصیبت بار مسؤولیت بس سنگین را متحمل می‏شود. باید داغ یاران و داغ عزیزان و عزیزتر از عزیزان حسین را تحمل کند. باید یتیم‏داری نماید و باید از حرم اهل بیت و کودکان حسین و سایر شهدا مراقبت نماید. و باید پیام و رسالت آنان را به آیندگان پیام‏رسانی نمایند.
اینک درندگانی به صورت انسان فرزند زهرا را محاصره نموده و هر گونه مهلت را از او گرفته‏اند. بعد از چندین ساعت درگیری تمام یاران وی را به شهادت رسانده‏اند. حسین (علیه‏السلام) که از حمله‏های دشمن زخم‏های فراوان بر جان خریده است. اینک آخرین لحظه‏های خویش را سپری می‏نماید. در اثر جراحات و آسیب‏ها، بدن ضعیف شده و دیگر توان مقاومت ندارد.
از جانبی حلقه محاصره همواره تنگ‏تر می‏شود و با این که فرزند فاطمه ناتوان و تنها مانده از هیبت وی روبه صفتان هنوز در هراسند. و کسی جرأت نمی‏کند به حضرتش نزدیک شود. به همین جهت تهاجمی حمله‏ور شده خاک کربلا را با خون عزیز فاطمه گلگون می‏سازند.

قاتل امام حسین (علیه‏السلام)

قاتل حسین و یارانش را نمی‏توان گفت یک فرد یا دو فرد می‏باشد.
زیرا قاتل همه آنانی هستند که در سپاه عمر سعد یعنی حزب عثمانیه حضور داشتند. بلکه همه افرادی که به نوعی در قتل حسین (علیه‏السلام) سهیم بودند، قاتل می‏باشند. آنان که دستور دادند، آنان که نیرو فراهم کردند، آنان که زیر پرچم آنان در جبهه شرکت نمودند، آنان که زمینه را فراهم آوردند، و آنان که حسین را به شهادت رساندند. و حتی آنان که در آن زمان و یا هر زمان به این جنایت غیر انسانی راضی شدند. همه از یک تیره و تبار هستند. هم پیروان یک جریان اجتماعی هستند. و همه از اولین آنان تا آخرین آنان به نوعی قاتل می‏باشند. زیرا جریان‏های اجتماعی که در جامعه تداوم می‏یابند خاستگاه آنها یک ایده است همه در ایده و آرمان همگونند. قرآن در مورد همین جریان‏ها چون مدیریت و تشکل آنان بر اساس یک ایده است، همه را یک جریان و نیرو و یک آرمان می‏داند. حال افراد آنان این زمان باشند یا هزار سال پیش از این و یا هزاران سال پس از این....
قرآن جریان اجتماعی که از قوم بنی‏اسرائیل از فرعون پیروی می‏نماید و آرمانهای آنان خوی استکباری و ستیزه‏جویی و ماجراجویی می‏باشد چون خاستگاهش یک آرمان است و همه پیرو یک مرام هستند از سرنوشت مشابه نیز برخوردارند. اگر بنی‏اسرائیل آن زمان گرد ذلت بر پیشانیشان نشسته است بنی‏اسرائیل امروز (اسرائیل) که بر همان آرمان است، همگون همان سرنوشت، سکه ذلت بر اینان نیز زده شده است چرا؟ زیرا که ایده یکسان است، تشابهت قلوبهم.(393)
این حقیقت در مورد همه جریان‏های اجتماعی است. اختصاص به بنی‏اسرائیل ندارد. بر همین اساس آنان که به نوعی در فراهم آوردن زمینه برای کشتن حسین تلاش کردند، در قتل حسین (به عنوان سبب) سهیمند.
چون همه هوادار یک جریان و یک ایده‏اند و به همین خاطر همه مورد لعن و نفرین قرار می‏گیرند. در زیارت نامه امام حسین این گونه با حسین سخن می‏گوییم: خدا لعنت کند آنان را که با تو ستیز کردند و آنان که تجهیزات اسب و استر و ادوات جنگی فراهم نمودند و آنان که زمینه را فراهم ساختند و حتی آنان که به این جنایت راضی شدند. زیرا اگر حامی آن جریان و ایده حزب عثمانیه نباشند به رفتار آنان راضی نخواهند بود، اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت علی قتله. اسرجب و الجمت و تنقبت لقتالک.و حتی آنان که سمعت بذلک و رضیت به.اکنون قاتل امام حسین عثمانیه 1400 سال پیش نیست.
اکنون هم ممکن است کسی از اعضا حزب عثمانیه باشد. همان گونه که اکنون هم ممکن است از اعضای حزب تشکل همسوی اهل بیت باشد.
سلمان منا اهل البیتدر هر زمان مصداق دارد.
اما این که قاتل مباشر حسین (علیه‏السلام) چه کسی بوده است یعنی سر مبارک امام را چه کسی جدا کرده است. به لحاظ این که کشتن امام به صورت تهاجمی انجام گرفته، شاید نتوان به طور دقیق مشخص نمود که سر مبارک امام را کدام فرومایه جدا کرده، سنان یا شمر یا یک پلید دیگر. و منابع تاریخی هم مختلف عنوان می‏نمایند.
در آن لحظه حساس که آخرین رمق در کالبد حضرت باقی مانده بود به صورت تهاجمی به حضرت حمله‏ور می‏شوند زرعه بن شریک ضربه‏ای به دست چپ حضرت وارد می‏سازد. آنگاه ضربه دیگر بر دوش و کنار گردن حضرت وارد می‏سازد و بر می‏گردد امام بعد از این ضربه‏ها در حالی قرار می‏گیرد که گاهی بر زمین می‏افتاده و گاهی برمی‏خاسته. در این هنگام سنان نیزه مهلکی بر پلهوی حضرت فرود می‏آورد که حضرت بر روی زمین قرار می‏گیرد، خولی بن یزید نزدیک می‏شود که سر حضرت را جدا کند بر خود می‏لرزد و بر می‏گردد. آنگاه سنان با نکوهش خولی خودش سر مبارک را جدا می‏سازد.(394)
برخی نقل‏ها شبل بن یزید برادر خولی را عنوان می‏نمایند.(395) دیگر شمر را قاتل مباشر معرفی می‏نمایند.(396) و برخی هم خولی را قاتل معرفی می‏نمایند.(397) از میان این نقل‏ها شاید بتوان گفت نقل اول که قاتل مباشر سنان معرفی می‏کند از همه قوی‏تر باشد. گرچه پذیرش این نکته رذالت شمر را کاهش نمی‏دهد.

مراحل نهضت امام حسین (ع)

هر حرکت اجتماعی در رسیدن به اهداف پیش‏بینی شده مراحلی را سپری می‏نماید. هر مرحله از آن جریان اجتماعی روش و تاکتیک‏های متفاوت را خواهان می‏باشد. در همین راستا بسیاری از روش‏ها از پیش مشخص بوده و تاکتیک‏ها نیز بر اساس همان پیش‏بینی‏ها تصمیم‏گیری می‏شوند. بطور طبیعی برخی از روی‏دادها و چرخش‏ها نیز پیش‏بینی نمی‏شوند و در میان جریان حرکت اجتماعی پدیدار می‏شوند، که تصمیم‏هایی را نیز بدنبال خواهد داشت. رهبری آن حرکت باید در فضاهای متناسب با آن پیش‏آمدها روش‏های متناسب برگرفته تا در برابر خطرها و تهدیدها مقابله نموده و حرکت اجتماعی خویش را از تنگناها عبور داده به ثمر رساند.
نهضت امام حسین (علیه‏السلام) یک جریان بزرگ اجتماعی است که در تداوم حرکت‏های و جریان‏های همگون خود همانند حرکت رهبران الهی پیش از خود پدیدار شده است. نهضت امام حسین (علیه‏السلام) بسیج تشکل همسوی اهل بیت و ساماندهی این جریان بزرگ اجتماعی علیه حاکمیت بنی‏امیه و حزب عثمانیه و به عهده گرفتن رهبری جامعه می‏باشد تا از این طریق به اهداف بزرگ استقرار دین الهی و اصلاحات اجتماعی دستیازی نماید.

ادامه مطلب: مراحل نهضت امام حسین (ع)

ورود به سایت



زندگی نامه امام زمان (عج)

محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است...

ادامه مطلب...

ایام محرم تسلیت باد

شهادت سالار شهیدان سیدالشهدا (ع) را به تمام شیعیان او تسلیت عرض می نماییم.

 

بیت الاحزان پاکدشت

تماس با ما

آدرس : پاکدشت پشت شهرداری خیابان تربیت بدنی کوچه تختی

ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدیریت سایت : کربلایی ابوالفضل اسکندری

شماره تماس : 09352308770